هادى خسرو شاهى

173

خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )

علامه طباطبايى درس فلسفه مىدهد ، بسيار شكفت‌انگيز است . او در اين بحث نه از نوع تعريف علامه از فلسفه سخنى به ميان مىآورد و نه از شكل تعريف خود از فلسفه و البته ارجاع مسئله به كتابى خود نوشت ، كه در اختيار همگان هم نيست ، مشكلى را حل نمىكند . در يك بحث منطقى و آكادميك ، با استانداردهاى معقول و علمى ، نخست بايد اصل موضوع را مطرح ساخت و سپس به نقد آن پرداخت . البته گله بعدى ايشان در اين گفت‌وگو ، اصل مشكل را روشن مىسازد : « . . . امروزه كسى مشترى طرح مسئله در فلسفه نيست و اگر كسى مطرح كند با روى خوش از او پذيرايى نمىشود . بنده به علت طرح مسئله فلسفه ، ديگر راه به فرهنگستان و انجمن ندارم و از همه ، غير از من دعوت مىشود . . . هزار بار هم التماس مىكنم ، يك سخنرانى براى من نمىگذارند . . . . و من كارم را متمركز نقد كردم كه حاصل آن حدود نهصد صفحه دارد و به طور مثال دلايلى كه برخى از انديشمندان ما براى اثبات و تجرد نفس آوردند ، داراى اشكال است . مهم‌ترين تكيه‌گاه جامعه ما يعنى « ملاصدرا » و مسئله روح را نقد مىكنم . در عرصه علم ، كل ملاصدرا را يك‌پارچه نقد كردم و . . . « 1 » » و اين خلاصه افاضات اين استاد صاحب كتاب نقادى است كه به جاى حداقل اشاره به نوع نقد و چون و چرايى آن ، كلياتى را مطرح مىسازد كه نكته و نقطه‌اى را بر كسى روشن نمىسازد . تجرد نفس را قبول ندارد . ديدگاه ملاصدرا را در مسئله روح نقد مىكند و در عرصه علم كل

--> ( 1 ) . دكتر يحيى يثربى ، استاد فلسفه در دانشگاه علامه طباطبايى ، تهران ، در گفت‌وگو با « خبرگزارى فارس » !